الشيخ المنتظري

69

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« كظّة » يعنى پُرى شكم ، منظور فقط خوردن ظالم نيست بلكه از حقوقى كه ظالم قبضه مىكند تعبير به خوردن مىشود . خداوند در قرآن شريف مى فرمايد : ( و لاتأكُلُوا أموالكم بينكم بالباطل ) ( 1 ) اموالتان را بين خودتان به باطل نخوريد ; مراد از « اكل » تصرّف است ، در تعبيرات مردم هم مى گويند : فلان كس مال فلانى را خورده است ، و منظورشان اين نيست كه همه اش را خورده ، بلكه ماشين خريده ، خانه خريده ، به بچه هايش داده و . . . از باب اين كه خوردن يكى از مصاديق بارز تصرّف است ، لذا اصطلاحاً « اكل » در مطلق « تصرّف » استعمال شده است . معناى كلام حضرت اين است كه : ظالمين حقوق مظلومين را به ناحق تصرّف كرده اند . « سغب » يعنى گرسنگى ; مراد حضرت فقط خالى بودن شكم مظلومان نيست ، يعنى حقوقشان پايمال شده ; خلاصه منظور حضرت از اين جمله اين است كه انسان نبايد در مقابل اختلاف طبقاتى ظالمانه جامعه بى تفاوت باشد . « لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا » ( هرآينه ريسمان خلافت را بر شانه اش مى انداختم . ) « لألقيت » جواب است براى « لولا » ; يعنى اگر نبود كه من الآن ياور دارم و حجّت بر من تمام شده است و خدا هم پيمان گرفته كه علما در مقابل ظلم و اجحافها بى تفاوت نباشند ، ريسمان حكومت را به شانه اش مى انداختم . « غارب » كتف را گويند . حضرت خلافت را به شترى تشبيه كرده كه افسارش دست آن حضرت است ; وقتى مى خواهند افسار الاغ يا شتر را رها كنند روى شانه اش مى اندازند . « وَلَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ اَوَّلِهَا » ( و آخر خلافت را به همان كاسه اوّل سيراب مى كردم . ) يعنى همان گونه كه در زمان سه خليفه اوّل - با اين كه خلافت حق من بود - خلافت را رها كردم ، براى اين كه نيرو نداشتم و اگر رها نمى كردم باعث جنگ و

--> 1 - سوره بقره ، آيه 188